پنج‌شنبه, 7 ارديبهشت 1396
عنوان : بمب شيميايي؛ سلاحي كور و غيرانساني

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

توضيحات :             

بمب شيميايي؛ سلاحي كور و غيرانساني

به جاي شكوفه‌هاي گيلاس، راكت مي‌بارد و به جاي آواز پرنده، موشك‌ها مي‌غرند. بمب‌ها منفجر مي‌شوند و آرزوهاي انساني را با خود از بين مي‌برند.

بمب‌ها از بين مي‌روند، ولي پيامدهاي آن براي هميشه باقي مي‌ماند. هنوز دردهاي ناشناخته و بيماري‌هاي مرموز از جنگ تحميلي عراق عليه ايران در تن و روح انسان‌ها و نيز طبيعت، باقي است. تاول‌ها و زخم‌هاي مردم بي‌دفاع و جانبازان شيميايي كشور هنوز باقي است و بوي بمب‌هاي اعصاب (تابون) را مي‌توان در كردستان عراق و سردشت ايران، حس كرد.

تا زماني كه بمب‌هاي ميكروبي، شيميايي، اتمي و هسته‌اي وجود دارد، ديكتاتورها هستند؛ با وجود ديكتاتورها، سخن از امنيت جهاني بي‌معني است؛ هر آن ممكن است، يك كشور ديكتاتوري ـ كه عضو سازمان ضدسلاح شيميايي است ـ اين سلاح را براي نابودي انسان‌ها به كار گيرد. جنگ ميكروبي، شيميايي،‌ اتمي يا هسته‌اي، هيچ توجيهي ندارد. ساخت بمب شيميايي، سوءاستفاده از پيشرفت‌هاي علم شيمي و يميدان‌هاست.


گياه خردل

مردم بي دفاع، انسان‌هاي غيرنظامي از كودكان تا سالمندان ـ حق دارند، خواهان جهاني تهي از هرگونه سلاح شيميايي و ميكروبي باشند؛ اما جنايتكاران از گياهي كه داروست، بمب مي‌سازند و انسان‌ها را خفه مي‌كنند.

دكـــتر فــيروزه روپرور، داروساز در اين باره به خبرنگار ما مي‌گويد: «ميوه گياه دوكي‌شكل خردل، چاشني و داروست و از گذشته‌هاي دور در غذا استفاده مي‌شده است و اكنون نيز استفاده مي‌شود. ميوه گياه خردل انرژي‌بخش بوده و پماد آن براي بسياري از دردهاي مفاصل و رماتيسم مفيد است. غرغره آن درمان بخش برخي تومورهاست؛ دردهاي عصبي و اسپاسم عضلاتي را درمان مي‌كند. برخي، آن را براي پيشگيري از ريزش مو، غش و مارگزيدگي و درد دندان مفيد مي‌دانند. روغن آن براي سينه‌پهلو و ذات‌الريه، مفيد است و در صنعت صابون‌سازي كاربرد دارد.»

به گفته دكتر مهرداد سيراكوه ـ پزشك پوست ـ بمب‌هاي شيميايي براساس آسيب‌رساني به سه دسته متيل (ويرانگر عصب)، فسفوبوتيوتيك اسيد (آسيب‌زننده پوستي) و گازسارين (آشفته‌ساز سيستم تنفسي) تقسيم مي‌شود.

او درباره دسته نخست اين نوع بمب‌ها به گزارشگر، مي‌گويد: «متيل (ويرانگر عصب)، گونه‌اي حشره‌كش است كه در كسر دقيقه، سيستم عصبي را برهم مي‌ريزد و باعث استفراغ آبريزش بيني، ترشح آب‌دهان، تنگي نفس، درد قفسه سينه و مردمك چشم، گرفتگي ماهيچه‌ها و دستگاه گوارش مي‌شود.»

او درباره دسته فسفوبوتيوئيك اسيدها يا آسيب‌زننده‌هاي پوستي، مي‌گويد: اين نوع از بمب‌هاي شيميايي، باعث بروز تاول و سوختگي بر روي پوست مي‌شود؛ تنفس را به چالش مي‌كشند. گاز و غذاي آلوده به خردل، سبب اسهال و استفراغ مي‌شود. زخم بد، سوزش چشم و پوست از ديگر پيامدهاي استفاده از اين نوع بمب است.»

او مي‌افزايد: «دسته سوم اين بمب‌هاي شيميايي يا گاز سارين، مستقيماً به دستگاه تنفسي يورش مي‌برند و شش‌ها را مي‌فرسايند. غلظت زياد آن، سبب مرگ مي‌شود؛ غلظت كم آن باعث سرفه، احساس تنگي نفس، درد قفسه سينه، حال به‌هم خوردگي، استفراغ و سردرد مي‌شود.»

سردشت، حلبچه

بوي خردل در فضا مي‌پيچد و گرد سپيد آن روي بدن كودكاني كه با عروسك‌بازي مي‌كنند و سالمنداني كه در حال استراحتند و زناني كه سرگرم كارند، مي‌نشيند و درد در سرها مي‌دود و تاول‌هاي سرخ نمايان مي‌شود، بعضي افراد را درجا مي‌كشد و بعضي ديگر را سال‌ها گرفتار زخم و سرفه جانفرسا مي‌كند. بوي خردل از بين مي‌رود، ولي درد جسم و جان و آزار روحي براي هميشه و تا پايان عمر، باقي مي‌ماند.

غبار هوا، انگار ريگ به چشم‌هاي زن ميانسال مي‌پاشد. چشم‌هاي دختر (كودك ديروز)، كريستال مي‌سازد. ده‌ها سال گذشته، اما هنوز قربانيان بي‌گناه بمب‌هاي شيميايي سردشت و حلبچه، روزگار را با درد گلو، تنگي نفس و چسبندگي حنجره مي‌گذرانند. خشگي حنجره، گاه به اندازه‌اي است كه باعث تنگي نفس مي‌شود؛ نفس را بند مي‌آورد و فرد آسيب‌ديده سالي دو بار بايد با ليزر، حنجره خود را بگشايد.

به گفته دكتر فيروزه روپرور، بكارگيري سلاح شيميايي از سوي رژيم بعثي صدام، در جنگ تحميلي عليه جمهوري اسلامي ايران، زماني انجام گرفت كه اين كشور، در شمار 12 كشور (اكنون 162 كشور) عضو سازمان OPCW بود. اين سازمان، كشورها را از هرگونه توليد، ذخيره و استفاده از سلاح‌ بيولوژيك و سمي بازمي‌دارد.

او مي‌گويد: «در دوران هشت ساله جنگ تحميلي، نه فقط رزمندگان، بلكه بسياري از كودكان، مردم بي‌دفاع و غيرنظاميان، گازهاي شيميايي صدام را استنشاق كردند و اكنون به 120 هزار مجروح شيميايي (رزمنده جانباز، زن، مرد، كودك و سالمند) در بين ما زندگي مي‌كنند كه حال بسياري از آنان، وخيم است.»

او مي‌افزايد: «در دوران جنگ تحميلي، رژيم بعثي عراق، 242يورش شيميايي به قلمروهاي كشورمان انجام داد. حملات ناجوانمردانه كه بر اثر استفاده از بمب‌هاي شيميايي در آنها، بسياري از انسانها را براي هميشه زمينگير كرد و دردهايي را در سينه‌هاشان كاشت كه نسل‌هاي بعدي نيز بايد تاوانش را بپردازند.

دكتر فيروزه روپرور با تأكيد بر اينكه پس از بمباران شيميايي عراق تا ماه‌ها، هيچ گل و گياهي در طبيعت مناطق بمباران شده نروييد، مي‌گويد: «گسترده‌ترين يورش ناجوانمردانه عراق به قلمروهاي مسكوني ايران، ساعت 16، هفتم تير سال 1366 در شهر سردشت، انجام شد كه بيش از 8 هزار نفر از مردم غيرنظامي اين شهر ـ از كودك گرفته تا زن و مرد و پير و جوان ـ آسيب‌هاي دهشتناكي ديدند و 110 نفر در دم جان باختند و نزديك به 1500 نفر روانه بيمارستان شدند.»

او مي‌افزايد: «بوي سير گنديده، فضاي شهر را فراگرفت و كساني كه در معرض مستقيم بمباران قرار گرفته بودند، با چشماني بادكرده و كور و بدن‌هاي سوخته و تاول‌زده و تنگي نفس، بي‌هدف و بي‌پناه در خيابان‌ها راه افتادند و نمي‌دانستند كه بيش از چند ساعت ديگر، زنده نيستند.»

به گفته اين پزشك داروساز، يكي از هولناك‌ترين بمباران شيميايي در اسفند سال 1366 در حلبچه كردستان عراق، رخ داد كه دست‌كم 5 هزار انسان بي‌دفاع و غيرنظامي در لحظه‌هاي نخست به كام مرگ رفتند و 7 هزار نفر مجروح شدند.

او مي‌گويد: «اخبار ناگوار حلبچه از سوي رسانه‌ها و مطبوعات در سراسر جهان منتشر شد و خبرنگاران خارجي از مناطق بمباران شدن ديدن كردند. نمايش پيكر بي‌جان كودكان و زنان و سالمندان بي‌دفاع، از رسانه‌هاي ديداري ـ شنيداري، خشم جهانيان را برانگيخت و در نتيجه، قطعنامه 612 شوراي امنيت در سال 1988 ميلادي به تصويب رسيد.»

او مي‌افزايد: «شوراي امنيت در شهريور 1367، قطعنامه 620 را تصويب كرد و در آن از مردم ايران به نام قرباني سلاح شيميايي در جنگ تحميلي نام برد و خواستار كنترل صادرات مواد شيميايي مورد استفاده در ساخت سلاح شيميايي به عراق شد.


فقط يك نفر!
بسياري از كارخانه‌داران و توليدكنندگان بزرگ مواد شيميايي در جنگ اول و دوم جهاني و نيز جنگ تحميلي عراق عليه ايران از محاكمه شدن در دادگاه‌هاي جهاني گريختند و حتي نامي از آنان برده نشد و فقط يك نفر به دام افتاد.

در نيمه دوم جنگ تحميلي عراق عليه ايران، يك بازرگان پرنفوذ هلندي (فرانس فان آنرات) هزاران تن مواد شيميايي تهيه و با خود به عراق برد. سپس با پشتيباني اداره اطلاعات هلند از پناهگاه خود (عراق) بيرون رفت و از خانه‌اي ايمن در هلند سردرآورد. فان آنرات، اميد داشت با پشتيباني اداره اطلاعات هلند، در آسايش به سر برد؛ اما در سال 2004 ميلادي به جرم شركت در نسل‌كشي، سر از زندان درآورد. در آوريل 2007 ميلادي، دادگاه تجديدنظر با حضور شاهداني از مردم حلبچه عراق و ايران، در هلند برگزار و ثابت شد كه فان آنرات از پيامد فروش مواد شيميايي به رژيم بعثي صدام، آگاه بوده است. از اين رو دادگاه او را براي شركت در جنايت جنگي، به 17 سال زندان محكوم كرد.

پس از آن، يك گروه صلح‌طلب مخالف تجارت اسلحه، پس از كشف مدارك محرمانه، گزارشي درباره نقش بخش اقتصادي هلند در تأمين نيازهاي زرادخانه شيميايي عراق منتشر كرد. در اين گزارش آمده است كه هلند در حالي كه سال‌ها از ارسال مواد شيميايي به عراق، آگاه بود، بسيار با تأخير و زير فشارهاي جهاني، سياهه‌اي از مواد شيميايي تهيه و صادرات آنها را به اخذ مجوز ويژه، مشروط كرد.


جنگ ويتنام

پيشينه استفاده از سلاح شيميايي به اندازه سلاح متداول معمولي است. نشانه‌هايي از استفاده مواد آتش‌زا از سوي يوناني‌ها (آتش يوناني) در سال‌هاي پيش از ميلاد مسيح به‌دست آمده است. برپايه اين نشانه‌ها، اسپارت‌ها در جنگ‌هاي خود، گوگرد و زغال نارس را بر ديوار شهرهاي دشمن مي‌سوزاندند تا گازهاي سمي متصاعد شده و دشمن را از پا درآورد.

دكتر مهرداد سيراكوه در اين باره، مي‌گويد: «هنوز گاهي كودكاني داراي نقص عضو در ويتنام به دنيا مي‌آيند. پس از دهها سال از سپري شدن جنگ آمريكا عليه ويتنام، هنوز انسان‌هايي هستند كه از آسيب بمب‌هاي شيميايي رنج مي‌كشند. در اثر بمباران شيميايي، دهها هزار نفر جان باختند. هدف آمريكايي‌ها از اين بمباران، خشكاندن كشتزارها و گياهان بود. ميليون‌ها ويتنامي، دچار بيماري‌هاي ناشي از بمباران شيميايي هستند كه نسل به نسل تا به امروز به همديگر منتقل كرده‌اند.»

او مي‌افزايد: «در جنگ ويتنام، ميليون‌ها ليتر سم ويژه خشكاندن كشتزارها و گياهان، روي زمين‌هاي كشاورزي ويتنام پاشيده شد. قربانيان ويتنام بر ضد 37 شركت آمريكايي توليدكننده سلاح شيميايي به دادگاه لاهه شكايت كردند. كمترين خواسته آنها، محكوميت اين شركت‌ها به پرداخت غرامت به آسيب‌ديدگان بود.»


جنگ‌هاي جهاني

نخستين يورش شيميايي در سده 12 از سوي نيروهاي هندي عليه چين انجام گرفت. در سال 1456 ميلادي، عثماني‌ها با همين سلاح به شهر بلگراد حمله كردند. در سال 1894 ميلادي، انگلستان از دود و بخارهاي سمي عليه دشمنان استفاده كردند و در سال 1914 ميلادي با استفاده از گاز كلرين به صف دشمنان، آسيب رساندند. آلماني‌ها در سال 1915 ميلادي، از گاز فسژن (Phosgene) و در سال 1917 ميلادي از گاز خردل، عليه بلژيكي‌ها استفاده كردند.

دكتر فيروزه روپرور در اين باره، مي‌گويد: «صدهزار كشته و 200 هزار نفر زخمي، پيامد استفاده ناجوانمردانه از گازهاي سمي در جنگ‌هاي اول و دوم جهاني است. در جنگ جهاني دوم از سلاح شيميايي ويرانگر اعصاب، بسيار استفاده شد.»

او مي‌افزايد: «استفاده از سلاح شيميايي از سال 1899 ميلادي در جنگ انگليس با بوئرها (مهاجران هلندي) در آفريقاي جنوبي آغاز شد كه ارتش انگليس از توپهاي داراي اسيد پيكريك استفاده كرد كه ويژگي تهوع‌زايي داشت. با اين همه، هيچ نشاني از استفاده گسترده مواد شيميايي تا پيش از جنگ جهاني اول نبود. در اين جنگ جهاني ـ به سبب پيشرفت دانش و تكنولوژي براي توليد مواد شيميايي ـ امكان كاربرد آنها به ميزان فراوان، فراهم شد.

نخستين مورد استفاده از گازهاي شيميايي در سطحي گسترده، در سال 1915 ميلادي از سوي نيروي آلماني انجام شد. 6هزار سيلندر گاز كلر براي مسموم كردن نيروهاي متفقين، در اين حمله به كار گرفته شد كه برآيند آن، نابودي 5 هزار انسان بود. در سپتامبر همان سال، نيروهاي انگليسي نيز از گاز كلر استفاده كردند. در پي استفاده از گازهاي شيميايي استفاده از ماسك‌هاي محافظتي نيز الزامي شد.

ارتش انگليس براي نخستين بار از اين ماسك‌ها با هدف حفاظت از اسبها و نيروهاي نظامي خود استفاده كرد.



ابزارها
دكتر فيروزه روپرور، با اشاره به اينكه براي پيشگيري از گازهاي كشنده بايد پيش از بمباران شيميايي از دارويي خاص استفاده كرد، تأكيد مي‌كند كه اين روش ناممكن به نظر مي‌رسد؛ بنابراين بايدگفت كه هيچ راه مقابله‌اي براي بمباران شيميايي وجود ندارد.

او مي‌گويد: «هدف نخستين جنگ‌هاي شيميايي،‌ انسان‌ها هستند؛ اما مواد شيميايي بر محيط و گياه و خاك و آب و هوا تأثير ويرانگري دارد.

در اكوسيستم تأثيرات جدي بر روي تركيبات خاك، پوشش گياهي، بارش برف و باران و فتوسنتز گياهان مي‌گذارد و سبب نابودي جانوران مي‌شود.»

او درباره راهكار مقابله با سلاح شيميايي، مي‌گويد: «ساده‌ترين روش رفع آلودگي ناشي از گاز خردل، كندن لباس‌هاي آلوده و شستشوي بدن با آب است و اگر مراكز درماني مجهز در دسترس باشد، بهتر است رفع آلودگي با مواد شوينده ويژه انجام شود. مراقبت از آسيب پوستي خردل، همانند مــراقبت از سوختگي‌هاي درجه 2 است؛ هرچند سير بهبود آسيب پوستي گاز خردل، كند و طولاني است.»

دكتر مهرداد سيراكوه نيز در اين باره، مي‌گويد: «مانند ديگر سوختگي‌ها، ميكروب‌ها به آساني مي‌توانند در محل سوختگي برآمده از بمب شيميايي، عفونت ايجاد كنند.

افراد مجروح از گاز خردل، در دو هفته نخست، مستعد بروز عفونت‌هاي پوستي هستند و نياز به مصرف آنتي‌بيوتيك دارند. گاز خردل، فعاليت برخي غدد را دچار اختلال مي‌كند و سبب خارش خشكي پوست مي‌شود. استفاده از لباس‌هاي نخي و پرهيز از مصرف غذاهاي چاشني‌دار و حساسيت‌برانگيز، به كاهش مشكلات پوستي، كمك مي‌كند.»

دكتر روپرور با بيان اينكه ماسك، مهمترين ابزار حفاظتي است، مي‌افزايد: «لباس ايمني نيز كارآيي خوبي در مقابل مواد شيميايي دارد. كفش و دستكش محافظ، قرص ضدگاز اعصاب، جعبه آلوده‌زدا و پادزهر، از ديگر ابزارهاست.

گروه‌هاي امداد در زمان‌هاي بحراني و در جنگ‌ها به مردم آموزش مي‌دهند كه اگر وسايل ايمني در دسترس نيست، بايد از وسايل خانگي استفاده كنند. كيسه نايلوني كلفت و به اندازه حجم بدن، كيسه نايلوني شفاف به اندازه حجم سر، دستكش نايلوني، باند زخم، زغال، جوش شيرين، كش، پوتين و لباس بادگير يا چرمي از اين دست وسايل است.»

او، يكي از ديگر كارهاي گروه‌هاي امداد را آموزش عملي به مردم مي‌داند و در اين باره، مي‌گويد: «گروه‌هاي امداد به مردم مي‌آموزند كه به هنگام حمله شيميايي، چگونه نفس را در سينه نگهدارند و كيسه نايلوني را بر سر بگذارند و ماسك را بر روي بيني و دهان قرار دهند. يا چگونه دستكش‌هاي نايلوني را به دست كنند و دوردست، كش بيندازند.

كمي جوش شيرين روي ماسك بريزند و آن را خيس كنند. لباس‌هاي نايلوني را چگونه تن كنند و آستين‌ها را كش بيندازند تا راه نفوذ گاز گرفته شود.

انتهای گزارش




 


بازگشت               چاپ چاپ

DOURAN Portal V4.0.0.0

V4.0.0.0