دوشنبه, 1 آبان 1396
عنوان : جنگ شیمیایی عراق علیه رزمندگان اسلام در عمليات والفجر 8

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

خلاصه : .
توضيحات :             

 

0001.jpg



 جنگ شیمیایی عراق علیه رزمندگان اسلام در عمليات والفجر 8

 

    اشاره:

سلاح‌هاي شيميايي از جمله سلاحهاي غير متعارفي است كه عراق علي رغم ممنوعيت قانوني، بيشترين استفاده را از آنها كرد. استفاده از اين سلاح ها در جنگ خسارات جبران ناپذيري را به نيروهاي طرف مقابل وارد مي‌كند و توان نظامي آن را به شدت كاهش مي‌دهد. در اثر به كارگيري اين سلاح، افزون بر اين كه تعداد زيادي از نيروهاي دشمن قابليت عملياتي خود رااز دست مي‌دهند، مجبور به ترك منطقه جنگي مي‌شوند و بخش قابل توجهي از امكانات پشت جبهه نيز براي درمان مصدومان اين سلاحها به كار گرفته مي‌شود. اين سلاح‌ها هم چنين، اثرات رواني قابل توجهي را نيز وارد مي‌آورند.

در طول جنگ هشت ساله، توسل عراق به سلاح‌هاي شيميايي از جمله تاكتيك‌هاي پدافندي ارتش اين كشور براي پوشش نقاط ضعف نيروهاي زميني‌اش در برابر حملات زميني ايران بود. بعد از آزاد سازي خرمشهر، ارتش عراق تقريبا در تمامي عمليات‌هاي ايران از اين حربه استفاده كرد. هم چنين، در عمليات والفجر 8، با توجه به شكست سختي كه متحمل شده واهميت استرتژيكي مناطقي كه از دست داده بود، در حجم گسترده‌اي از اين سلاح‌ها استفاده كرد. وسعت مناطق آلوده شده، تنوع عواملبه كار رفته و تداوم استفاده از اين سلاح‌ها، طي اين عمليات در طول جنگ بي‌سابقه بود واز اين طريق، تلفات شديدي به نيروهاي خودي وارد شد. سند زير، گزارش دفتر تحقيقات بهداري قرارگاه كربلا است كه درباره حملات شيميايي عراق واثرات آن در عمليات والفجر 8 تنظيم شده است.

در تاريخ 23 و 24 بهمن ماه سال 1364 در منطقه عملياتي والفجر8، به ويژه فاو و حاشيه اروند رود، هواپيماها و توپخانه‌هاي عراقي حملات شيميايي متعددي را انجام دادند كه مهم‌ترين و موثرترين آنها در روز 23/11/1364 ساعت 5 بعدازظهر در منطقه فاو صورت پذيرفت.

در مرحله نخست، بين چهارده تا هجده فروند هواپيما به منطقه حمله كردند كه در كمتر از يك ساعت، تعداد آنها به 32 فروند رسيد. آنها به صورت دسته جمعي با هم پرواز مي‌كردند و به فاصله كوتاهي پس از بمباران يك دسته، دسته بعدي به منطقه وارد مي‌شوند. نيتجه‌ اين روش آن بود كه پس از مدت كوتاهي، منطقه با غلظت بالايي آلوده مي‌شد.

عوامل مصرف شده عبارت بودند از:

خردل

2ـ اعصاب

3ـ سيانور

4ـ خفه كننده (از املاح سيانور)

5ـ يك نوع گاز خفه كننده ناشناخته كه كلرين و فشرن و كلرپيكرين هم نيست، و

6ـ يك عامل ناشناخته عصبي كه براي نخستين بار در اين عمليات به كار گرفته شد و ما آن را با نام عامل vx نام گذاري كرديم.

به احتمال قوي، سموم ديگري نيز كه هيچ گونه استاندارد نظامي جنگ شيميايي را ندارند و شايد ناخالصي‌ها و فضولات سمي كارخانجات شيميايي باشند.

نيزهمراه با سموم مزبور مصرف شدند. بدين خاطر، انواع نشانه‌هاي باليني در مجروحان مشاهده مي‌شد.

در حين بمباران شيميايي، بمباران با بمب‌هاي معمولي نيز صورت مي‌گرفت. از اين رو، علت آسيب شديد و شهادت برخي از برادران در واقع، تزريق شدن سم از اين راه به داخل خون بود.

از آن جا كه انواع عوامل سمي مزبور به طور هم زمان مورد استفاده قرار گرفتند، در يك رزمنده ، هم نشانه‌هاي مسموميت با خردل، هم سيانور و هم اعصاب مشاهده شد.

شرايط مناسب جوي و جغرافيايي

در زمان حمله شيميايي، نسيم ملايمي مي‌وزيد و درجه حرارت حدودا 20 درجه سانتي گراد بود ـ كه حرارت مناسبي محسوب مي‌شد ـ از طرف ديگر، بخشي از منطقه بمباران شده، نخلستان بود. در اين مناطق، افزون بر نخل‌ها، كف زمين نيز انباشته از انبوه علف‌ها و گياهان بود؛ موضوعي كه در مجموع نقش مهمي در پايداري دراز مدت عامل در منطقه داشت.

از آن جا كه هر روز مقداري از اين سموم ـ به ويژه خردل ـ تبخير و از محيط خارج مي‌شد، دشمن براي حفظ غلظت گازهاي شيميايي به طور مدام همان مناطق را با گلوله‌هاي توپ شيميايي و نيز بمباران‌هاي محدود شيميايي هم چنان آلوده نگه مي‌داشت. البته، طي گزارشي نيز، به استفاده دشمن از هلي كوپتر براي آلوده سازي منطقه اشاره شده است. هم چنين، برخي از برادران شاهد استفاده از روش انتشار گاز با هواپيما بوده‌اند. نكته ديگر اين كه،دشمن شب‌ها، حتي گاهي در ساعت 2 نيمه شب گلوله باران شيميايي انجام مي‌داد، زماني كه برخي از برادران در خواب بودند.

بايد يادآور شد كه هر چند دشمن به تدريح بمباران‌هاي شيميايي را در كل منطقه عملياتي و نواحي پشتيباني آن گسترش داد، ولي بيشترين موفقيت را در منطقه نخلستان به دست آورد.

ارزيابي تقريبي از حمله شيميايي دشمن

آنها با اين اقدام توانستند در مدت كوتاهي، نيروهاي زيادي را به پشت جبهه تخليه كنند. با مقايسه آمار مجروحان شيميايي و عادي در روزهاي نخست عمليات، متوجه خواهيد شد كه تاثير حمله شيميايي بيشتر از مجموع حملات عادي است و جاي بسي تاسف است كه هنوز سلاح‌هاي شيميايي به عنوان يك موضوع فرعي در ذهن مسئولان نظامي مطرح است! برخي از مسئولان به علت ناآگاهي اعلام كردند كه عده زيادي از مجروحان شيميايي بي‌دليل به پشت جبهه تخليه شده‌اند يا ناراحتي خفيفي داشته‌اند كه نبايد تخليه مي‌شدند؛ بنابراين، بهداري را مورد سوال قرار دادند، ولي ما قويا يادآور شديم كه اين موضوع اشتباه است و تنها نتيجه آن،‌ كم اهميت جلوه دادن حملات شيميايي دشمن و ناتواني ما براي پيش بيني‌هاي صحيح و برنامه ريزي مناسب بر عمليات‌هاي آينده خواهد بود.

با توجه به اين كه برخلاف عمليات گذشته در اين عمليات، برخي از نيروها مدت طولاني (يك ماه بيشتر) در غلظت كمگاز به سر برده‌اند كه پيش از اين، سابقه نداشته است؛ بنابراين، در آينده، با مشكلات خاص آلودگي‌هاي مزمن خردل (...دستگاه تنفسي) روبه رو خواهيم شد؛ موضوعي كه در آلودگي حاد و موقتي با مقادير بسيار زياد خردل ديده نمي‌شود.

مجروحان عادي كه از آغاز عمليات والفجر 8، (يعني 21/11/64 تا 25/11/64) به پشت جبهه تخليه شدند، با در نظر گرفتن بيمارستان‌ها و نقاهتگاه‌ها جمعا بالغ بر سيزده هزار نفر مي‌شدند، در حالي كه تنها با دوحمله شيميايي وسيع در مدت سه روز (23، 24 و 25/11/64)، متجاوز از نه هزار مجروح شيميايي به پشت جبهه تخليه شدند. به دليل نواقصي كه در آمارگيري وجود داشته است، آمارهاي بعدي مجروحان عادي را فعلا مورد بحث قرار نمي‌دهيم، ولي با بررسي همين پنج روز نخست عمليات، مشخص مي‌شود كه تاثير سلاح‌هاي شيميايي در از كار انداختن نيروها با سلاح‌هاي عادي رقابت مي‌كند. بايد توجه كرد كه هر چند تلفات بمب شيميايي زياد نيست، اما قدرت آن در از كار انداختن و ناتوان كردن نيرو به مراتب از سلاح‌اهي عادي بيشتر است، افزون بر آن، كار در محيط شيميايي ناراحتي‌هاي رواني خاصي را پديد مي‌آورد.

از تاريخ 25/11/64 تا 20/12/64، دست كم، شش هزار مصدوم شيميايي ديگر نيز داشته‌ايم كه جمعاً به پانزده هزار نفر افزايش خواهند يافت. افزون بر اين، به طور تقريبي پانزده هزار نفر نيز هستند كه علي رغم داشتن علائم خفيف (خارش و التهاب پوستي، به ويژه در نواحي حساس بدن و التهاب چشم و حالت ترس از نور ـ فوتونوبي) به كار خود ادامه دادند و به بهداري مراجعه نكردند يا به طور سرپايي درمان شدند كه جزء آمار مجروحان ما محسوب نشده‌اند.

براي بررسي دقيق علل منجر به مصدوم شدن يا شهادت ناشي از حملات شيميايي ـ با توجه به امكانات ظاهراً مكفي كه در اختيار نيروهاست ـ دفتر تحقيقات بهداري با در نظر گرفتن تجربه عمليات خيبر و بدر فرمي را تهيه كرده است كه در منطقه و در تهران، براساس مصاحبه با مجروحان شيميايي تكميل مي‌شود. بررسي اين اطلاعات ومصاحبه‌هايي كه با برادران مسئول در زمينه پدافند و درمان واحد شيميايي، ميكروبي و هسته‌اي انجام شد، و نيز مشاهدات مسئولان دفتر تحقيقات، كه خود از نزديك حملات شيميايي و نحوه مجروح شدن برادران نظاره گر بوده‌اند، مي‌توان عوامل زير را در اين زمينه موثر دانست.

الف ـ آموزش

علي رغم تلاش فراوان واحد آموزش، شايد دست كم 90% نيروهاي مصدوم مشكل آموزش داشتند، البته، مسلم است كه عده زيادي از برادران كه آموزش كافي ديده بودند، اساسا آلودگي مهمي نداشتند و در نتيجه، مراجعه نيز نكردند. شايد اعزام‌هاي سريع و زياد نيروها، كيفيت آموزش آنان راـ دست كم، در زمينه سلاح‌هاي شيميايي ـ تحت الشعاع قرار داده بود. دوره‌هاي آموزش نظري مقابله با سلاح‌هاي شيميايي غالبا كوتاه وگاه چند ساعت بود. هم چنين دوره آموزش عملي نيز يا بسيار كوتاه بود يا اساساً وجود نداشت.

برخي از برادران علي رغم داشت ماسك در محل ماموريت خود، هنوز آن را با خود حمل نمي‌كردند.

تعدادي از آنها طرز صحيح بستن بند ماسك، به ويژه بند پيشاني را نمي‌دانستند، به طوري كه گاز شيميايي وارد ماسك مي‌شد.

برخي نيز علي رغم آموزش، تحمل ماسك را نداشتند و پس از مدت كوتاهي، آن را از صورت برمي‌داشتند، بنابراينف ضروري است كه يكي دوشب پيش از انجام عمليات دست كم، دوازده ساعت راهپيمايي و فعاليت شديد فيزيكي با ماسك انجام شود تا دستگاه تنفسي به آن عادت كند.

برخي از برادران اساس با ماسك بيگانه بودند، از اين رو، پس از استفاده غلط از آن درمحيط شيميايي لنزهاي چشمي ماسك عرق مي‌كرد و آنها مجبور به برداشتن آن مي‌شدند.

تعدادي از نيروها نيز به محض وقوع يك بمباران مشكوك به جاي آن كه نخست ماسك را بزنند و بعدا، در پي آن باشند كه آيا اين بمب شيميايي است يا خير، غالبا در بدو امر، هواي آلوده را استشمام مي‌كردند و گاه پيش مي‌آمد كه استشمام بيش از نيم ساعت به طول مي‌انجاميد.

كوتاه نركدن موي صورت، برخي از برادران را تا حد مرگ تهديد مي‌كرد؛ زيرا، مقاومت فيلتر در برابر هوا نسبتا زياد بود؛ بنابراين، اگر هوا از راه ديگري امكان عبور پيدا مي‌كرد، طبعا، از آن جا وارد مي‌شد و بدين ترتيب عملا فيلتر بي تاثير بود.

از آن جا كه برنامه منظمي براي تعويض فيلتر نيروهايي كه مدت طولاني در محيط آلوده استقامت مي‌كردند، وجود نداشت يا فيلتر به حد كافي در دسترس نبود برخي از برادران كه شديدا از نظر تنفسي آلوده شده بودند، نقل كرده‌اند كه علي رغم استفاده صحيح از ماسك بعد از اين كه بيش از يك هفته در محيط شيميايي ـ كه ظاهرا قدرت تصفيه فيلتر به اتمام مي‌رسد ـ قرار داشته‌اند بوي گاز را در داخل ماسك استشمام مي‌كردند و مجبور به برداشتن ماسك مي‌شدند.

در مورد جعبه امداد: بايد گفت علي رغم آن كه پودر رفع آلودگي تاثير ويژه‌اي در خنثي كردن گازها، به ويژه گاز خردل دارد، شايد استفاده از نيروها از آن يك در هزار هم نبوده است.

استفاده از آمپول آتروپين و آميل نيتريت نيز در ميان مصدومان به طور تقريبي 20 تا 40  درصد مشاهده شد كه نمي‌دانيم آيا به طور صحيح استفاده شده است يا خير؟!

ب ـ پدافند

اقلام انفرادي مقابله با سلاح‌هاي شيميايي، خوب توزيع شده بود.

از نظر آشكار سازي، كيت‌ها بسيار كند جواب مي‌دادند و نمي‌توانستند پاسخگوي نياز ما باشند. در نتيجه بايد به فكر سيستم‌هاي سريع‌تر و حساس‌تر باشيم.

رفع آلودگي

علي رغم تلاش زياد برادران عزيز، تيم‌هاي رفع آلودگي به علت وسعت آلودگي، به جز رفع كانون انفجار و اطرافش ـ كه آن هم به دلائلي غالبا كم ارزش بود ـ عملا نتوانستند اقدام موثري در زمينه رفع آلودگي انجام دهند. با اطمينان كامل مي‌توان گفت صد برابر امكانات و نيروهاي رفع آلودگي پدافند هم اگر وارد عمل مي‌شد، كاري از پيش نمي‌برد و اين لطف الهي و نزول باران رحمت بود كه چندين بار به ياري سربازان امام زمان (عج) شتافت؛ بنابراين، از اين به بعد، بايد به فكر طرح‌هاي ديگري در اين زمينه بود.

گاهي اوقات، تيم‌هاي پدافند فورا در محل انفجار حاضر مي‌شدند، ولي تعداد اين مكان‌ها گاه به قدري زياد بود كه تيم‌هاي مزبور نمي‌توانستند همه آنها را به طور كامل تحت پوشش قرار دهند.

در موارد زيادي، به دنبال رفع آلودگي نيروهاي پدافند اعلام كردند كه منطقه پاك شده و افراد مي‌توانند ماسك خود را بردارند، در حالي كه اين رفع آلودگي، به ويژه در مورد خردل تاثيرات سطحي دارد و گاز خردل استفاده شده بعدا به تدريج تبخير شد و عده زيادي را مصدوم كرد. بايد يادآور شد كه گاز خردل استفاده شده در عمليات بدر تا دو ماه بعد نيز، هم چنان پايدار و موثر در خاك باقيمانده بود. جالب است كه حتي به دنبال بارندگي‌هاي شديد در برخي از مناطق كه خود از نزديك شاهد ان بوديم، نيز تعدادي از نيروها در همان 48 تا 72 ساعت اول آلودگي به علت مقادير زياد سم جذب شده به شهادت رسيدند. هم چنين در اين مدت، چهار نفر در ساعات اوليه، در اورژانس واحد شيميايي بيمارستان صحرايي حضرت فاطمه (س) شهيد شدند. تعداد شهدايي كه در محل بمباران شيميايي شهيد شده بودند، پانزده تا سي نفر بودند كه علت مرگ آنها غالبا ناشي از عوامل سيانور و درصد كم‌تري ناشي از عوامل اعصاب بود. 50% شهداي ياد شده در منطقه كساني بودند كه به قدري به محل انفجار نزديك بودند كه تركش بمب شيميايي وارد بدنشان شده و آنها را مجروح كرده بود؛ بنابراين، غلظت زيادي نيز از گاز را تنفس كرده بودند. هم چنين، برخي از آنها افزون بر مسموميت شيميايي به علت تركش ناشي از بمب‌هاي عادي به شهادت رسيدند، بنابراين تعداد شهدايي كه به طور خالص به علت بمباران شيميايي در منطقه شهيد شدند دوازده تا بيست نفر است.

بررسي دفتر تحقيقات بهداري در بيمارستان‌ها و نقاهتگاه‌هاي تهران ونيز پزشكي قانوني نشان داد كه تا تاريخ 16/12/64 در كل 64 نفر از برادران در داخل و خارج كشور شهيد شده‌اند كه علت مرگ آنها عوارض شديد ناشي ازگاز خردل ونير يك نوع گاز خفه كننده ناشناخته، بود. با توجه به آمار مجروحان شيميايي، تلفات ما نسبت به آن 6/0 % بوده است كه خود بيانگر تلاش برادران بهداري است.

ج ـ درمان

با توجه به رقم بالاي مجروحان به ويژه از اين نظر كه در مدت كوتاهي عده زيادي به بهداري مراجعه مي‌كردند، بخش درمان شيميايي با كم‌تر از يك بيستم نيرو و امكانات مورد نياز به ويژه در چند شب نخست حملات شيميايي كار بسيار زيادي انجام داد.

بسياري از برادراني كه در نقاهتگاه و نيز اورژانس‌هاي خطوط مقدم بودند علي رغم آلودگي خودشان كهگاه شديد هم بود (پوستشان تاول زده بود و ناراحتي تنفسي و چشمي داشتند) هم چنان به كار خود ادامه مي‌دادند و برخي تا سرحد بي‌هوش شدن فعاليت مي‌كردند.

طبق بررسي‌هاي انجام شده غالب كساني كه به پشت جبهه تخليه شدند، واقعا مجروح شيميايي بودند، بنابراين، لازم است مسئولان امر كه شبهاتي را در اين زمينه طرح كرده بودند، در جلسه‌اي توجيه شوند كه اساسا عوامل شيميايي چيستند و به چه صورت به بدن آسيب مي‌رسانند و چرا نيروها تنها به علت ناراحتي چشمي ظاهرا خفيف به پشت جبهه باز مي‌گردند.

موفقيت واحد درمان به اين علت بود كه بيشتر تلاش خود را در منطقه متمركز كرده بود، در نتيجه، در فاصله كوتاهي پس از آلودگي، بيشتر مصدومان پادزهرهاي لازم را دريافت كرده بودند.

از نظر شهداي شيميايي به طور تقريب وضعيت چنين است:

از آغاز عمليات تا تاريخ 25/11/64، حداكثر 25 تا 40 مورد شهادت در منطقه داشته‌ايم كه از اين تعداد چهار نفر در بيمارستان گلستان و سه نفر در I.V.C. نقاهتگاه گلف بوده‌اند.

 

برخي از فعاليت‌هاي تحقيقاتي واحد بهداري در طول عمليات عبارت بودند از:

1ـ تشخيص عامل ناشناخته خفه كننده و نيز عامل شناخته vx

2ـ بررسي دقيق روش‌هاي جديد درماني كه در اين عمليات به كار گرفته شدند، و

3ـ تهيه يك گزارش مصور از فعاليت‌هاي بهداري، به ويژه واحد شيميايي ـ ميكروبي و مشكلات آن در عمليات والفجر 8 كه هم اكنون در آستانه تكميل است و تا يك ماه بعد، آماده خواهد شد.

توضيحاتي در مورد حمله شيميايي دشمن

در عمليات والفجر 2 كه حدود سه سال پيش از اين انجام شد، در پادگان حاج عمران، عراق نخستين حمله شيميايي موثر خود را عليه نيروهاي خودي انجام داد كه البته، بسيار محدود بود وفقط گاز خردل به كار رفت. در عمليات والفجر 4، گاز خردل با وسعت بيشتري مصرف شد و نيز گزارش‌هاي مشكوكي در مورد عوامل اعصاب و فلج كننده نيروها (موارد بسيار محدود) دريافت گرديد.

در عمليات خيبر، گاز خردل در نخستين هفته‌ها، به طور بسيار وسيع به كار گرفته شد كه البته به علت نقايص سيستم‌هاي انفجاري درصد زيادي از بمب‌ها عمل نكرد. در همين عمليات ـ البته، چند هفته بعد ـ دو حمله كوچك‌تر با گاز اعصاب صورت گرفت كه طي آن حدود هشتصد نفر را مصدوم كرد، ولي تلفات زيادي نداشت. چند هفته بعد از آن نيز، عراق ازگاز خفه كننده خاصي استفاده كرد كه مشابه گاز خفه كننده اين عمليات بود. البته مجروحان اين گاز نير در حد گاز خردل زياد نبودند.

نكته مهم اين كه تا اين زمان، گازها با هم به كار نمي‌رفتند. در عمليات بدر، عراق نخست گاز اعصاب، بعد گاز سيانور و در نهايت،‌ آنها را با هم به كار برد، اقدامي كه تلفات زيادي در پي داشت، به طوري كه دست كم، دويست مورد اغماي ناشي از اين دو گاز مشاهده شد كه در صورت عدم درمان سريع،  عده زيادي از آنها شهيد مي‌شدند. چند روز بعد از به كارگيري سيانور و اعصاب، استفاده از گاز خردل را به مقدار متوسط آغاز و سپس، براي مدتي حملات شيميايي قطع شد. چند هفته بعد (حدود 18/1/64) كه براي انجام عمليات آماده باش اعلام شد ونقل وانتقالاتي در منطقه انجام گرفت، دشمن پيش از عمليات احتمالي ما، بمباران وسيع با گاز خردل را آغاز كرد. نكته جالب اين كه به جز يك مورد، تمامي بمب‌هاي شيميايي عمليات بدر با موفقيت عمل كرد. اين امر به خاطر سيستم پويايي است كه روي نقايص گذشته كار و دشمن را تغذيه كرد.

از عمليات والفجر 8 تاكنون، علي رغم وسعت بمباران‌ها و گلوله باران‌هاي شيميايي، هيچ بمب و گلوله عمل نكرده‌اي به جاي نمانده است.

سير پيشرفت عراق در حملات شيميايي

 

اطلاعاتي كه از يك خلبان عراقي كه دوبار بمباران شيميايي انجام داده بود و نيز يك افسر مسئول پدافند واحد شيميايي تيپ به دست آورديم، موارد زير را روشن كرد:

تشكيلات آفندي و پدافندي واحد شيميايي ـ ميكروبي در عراق بسيار قوي است و اساتيد و كارشناسان دانشگاهي روي آن كار مي‌كنند؛

قسمت در خور توجهي از گازهاي سمي در داخل خود عراق و با كمك مستشاران خارجي توليد مي‌شود؛

از نظر امنيتي، از تشكيلات آفندي مراقبت خاصي مي‌شود و حتي خلبانان هم نمي‌دانند كه چه نوع بمب شيميايي را حمل مي‌كنند و اين بمب چه ويژگي دارد. براي امنيت بيشتر، رژيم عراق حتي به اين خلبانان ماسك و لباس مخصوص ضدگاز و قوطي امداد نمي‌دهد؛

هر هواپيما معمولا شش بمب 250 كيلويي يا چهار بمب پانصد كيلويي حاوي گاز شيميايي را حمل مي‌كند؛ و از نظر آشكار سازي و هشدار به نيروهاي خودي (عراق)، در اين عمليات، ارتش عراق تجهيزات مدرني به منطقه وارد كرد. نمونه آن يك ماشين بي‌سيم دار و از نوع روسي است كه كار آشكارسازي و هشدار را به طور خودكار انجام مي‌دهد وتجهيزات حساسي روي آن سوار شده است كه مي‌تواند با توجه به تشخيص غلظت گازها، در ارتباط با تشخيص نوع عامل درمجروحان شيميايي و درمان صحيح‌تر آنان بسيار مفيد باشد، از مشخصات ديگر ماشين مزبور شليك شهاب توسط آن است. بايد يادآور شد كه تنها چهار دستگاه از اين ماشين به منطقه وارد شد. كه در محل‌هاي زير مستقرند.

1ـ قرارگاه لشگر 26 (كارخانه نمك)

2ـ قرارگاه تيپ 110

3ـ قرارگاه تيپ 111

4ـ قرارگاه تيپ 104 (مامور به لشكر 15).

از مسئولان خواهشمنديم كه به هر صورت ممكن، اين ماشين‌ها و تجهيزات آنها و نيز تجهيزات ديگر تحقيقاتي واحد شيميايي عراق را كه در محل‌هاي مزبور به  تصرف رزمندگان اسلام در آمده است، در اختيار دفتر تحقيقات بهداري كربلا قرار دهند تا با بررسي دقيق آنها بتوانيم پادزهرهاي مورد نياز را جهت درمان مجروحان تهيه كنيم.

ارتش عراق از نظر درمان اثرات سلاحهاي شيميايي، نقاط ضغفي دارد و تشكيلات درماني در حد امداد اوليه مصدوم در منطقه، نيست، بنابراين، در اين زمينه بسيار ضربه پذير است.

در هر حال، مسئولان بايد در اسرع وقت برنامه ريزي مفصلي در مورد پدافند شيميايي ما بكنند، در غير اين صورت، در آينده، ضربات غافلگير كننده‌اي از دشمن خواهيم خورد.

پایان

 منابع:

1- دفتر تحقيقات بهداري رزمي ق ـ م ـ 3 كربلا 21/12/64

2- گزارش شماره 4. گزيده اسناد عمليات و الفجر8  جلد5. ص 502. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.

 

  

 


بازگشت               چاپ چاپ

DOURAN Portal V4.0.0.0

V4.0.0.0